نوشته‌های آدم معمولی
منو
صفحه اصلی
ايميل
XML

گذشته‌ها

October 2002
November 2002
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004

 

 

 


2004-07-19

سياه فقط سياه

1 وقتي كه تفكر ديني براي حكومت نتيجه‌اي جز نكبت ندارد، آنگاه از اسلام بيزار شديم و به طرف غرب نگاه كرديم و البته چيزي جز سكس و چيتوز و آهنگ جاز بهمان نشان ندادند..آن پدرسگ كمونيست هم كه چپه شده و نفسي برايش نمانده است.به آينده و امام زمان هم كه نمي‌توان دل بست.چرا كه تاخيرش زياد شده و از اول هم معلوم نكرده بود كه كي مي‌آيد و از آن شيعيان پا به ركاب هم كه خبري نيست.همشان مشغول صيغه‌هاي طاق‌و‌جفت هستند و البته مشغول به بيع و شراء در بازار اسلامي بدون ربا و سود!خلاصه اينكه من راهي منطقي براي ادامه‌دادن نمي‌شناسم.شايد ‌‌‌Shift+Delete منطقي باشد! 2 گفت:زندگي را بايد ادامه داد. گفتم:زندگي را البته. گفت:پس چي؟ گفتم:زندگي را بايد ادامه داد ولي زنداندگي را نه. گفت:باز اين زانداندگي چه موجودي است؟ گفتم:زندگي را وقتي قرار باشد در زندان ادامه داد مي‌شود همان.... 3 رفت ما تمام شديم سرخط يا ته خط فرقي نمي‌كند نقطه

2004-07-07

هیجده‌تیر+روزنامه‌چی+سانسور

۱ ۱۸ تير هم رسيد...
۲خيلي جالب است.بيشتر بچه‌هايي كه چهار پنج سال پيش همشون روزنامه‌نگار و خبرنگار و عكاس و دبير صفحه بودند و براي خودشان بروبيايي داشتند،امروز تبديل به يك هيچي شدند.دقت كنيد يك هيچي. اگرخجالت نمي‌كشيدم برايتان مي‌نوشتم كدوم قهوه‌خانه‌ها پاتوق اين بچه‌هاست.برايتان مي‌نوشتم كه به جاي خودكار و كاغذي كه قبلا هميشه همراه داشتند سيگارهايي دارند كه بار دارد.بار كه مي‌داني يعني چه؟
چند روز پيش يكي از مديران مسوول روزنامه‌‌هايي كه توقيف شده را شهرداري ديدم.پرسيدم آقا چه مي‌كنيد؟ گفت:آمدم يك سري اطلاعات بگيرم.بعدا يكي گفت حضرت ايشان رفتند تو مايه‌هاي خانه‌سازي و خانه‌اندازي﴿همون بسازوبفروشي سابق﴾ و تازه اين جناب موفق‌ترين كسي است كه من از جماعت روزنامه‌نگار ديدم.بماند، كه هر چي بيشتر بگويم تف سربالا انداخته‌ام...

3 ماسانسور مي‌كنيم.ما همه چيز را سانسور مي‌كنيم.فكر كردي ما كم كسي هستيم؟ما همه چيز را مي‌كنيم.از روزنامه و اينترنت بگير تا دختران قحبه را.ما حتي هوا را سانسور مي‌كنيم.زمين كه جاي خودش را دارد.ختم كلام:ما همه چيز را سانسور مي‌كنيم حتي سانسور را.البته زمان سانسور كردنش را هم آزاد نمي‌گذاريم و آن را هم سانسور مي‌كنيم.مگر چند ماهي بعد از ۲خرداد سال هفتادوشش را فراموش كردي؟

2004-06-27

طنز اما جدی

به ميمنت و مباركي تحول جديد را خدمت كليه خوانندگان اناث و ذكور اخبار  مي كنيم. از اين به‌بعد خواندن وبلاگمان را براي جماعت نسوان (نصفهم الله من الوسط) تحريم كرده و شروع حركت سلفيه ضد النساء را آغاز مي كنيم .

جماعت ضد نساء جماعتي است از مردان بل شيرمردان كه تاب و تحمل مدرنيته و فلسفه هاي مزخرف آن را نياورده اند و از جهت حمايت حقوق خودشان و عمل به شيوه صالحه‌ي گذشتگان بر آن هستند كه زنان را از حقوقي كه به زور و با سوء استفاده از قرتي بازي و بي‌غيرتي بعضي مردان (اشباه الرجال) به دست آورده اند محروم كنند.
از جمله اين حقوق مزخرف كه جماعت نسوان خواب نما شده و آن را براي خود فرض كرده اند حق كار و از آن بالاتر همكاري با مردان است.

در عمل بانوان ناگرامي با استفاده از حربه هاي ذاتي خود (خوش خدمتي يا همان خرخدمتي طنازي و رقاصي ومويه‌گري) بر مردان فايق آمده و عنقريب همه پستها و شئونات اداري را تسخير مي‌كنند.
لذا ما جمعي از مردان بر آن شديم تا دست كثيف اينان را از سر خود كوتاه كنيم و ...
الباقي خواهد آمد.

2004-06-20

...
بازداشت بودم توسط اداره اطلاعات. آزاد شدم .. جزِِييات را شرح خواهم داد....
update:الان دوشنبه ساعت 8 شب می باشد و هنوز آزادم اما هر لحظه احتمال اين خطر می رود که دوباره بازداشت شوم.از گفتن جزييات متاسفم چرا که معلوم می شود(البته برای مرجع دستگيرکننده) که نويسنده اين وبلاگ کيست و اين نوشته‌هايم بر جرمم اضافه می‌شود. متوجه شدم دوستانی که نام من را می‌دانند ،دست به کار شده و .... با تشکر از همه اين دوستان بايد بگوِيم که فعلا کاری نکنند و اگر البته دوباره بازداشت شدم و مساله حاد شد کارشان را دنبال کنند.
من سعی می‌کنم اينجا چيزی بنويسم . در صورت ننوشتن بيش از دو روز مطمئن باشيد، بازداشت شدم. ایمیل برای ارتباط MAMOOLI@GMAIL.COM
updateهنوز آزاد هستم .فکر می‌کنم گذاشتند برای بعد از 18تیر.احتمالا منتظرند تا ببینند که حرکت ما چه خواهد بود و بعدش با یک پرونده درست و حسابی روانه زندانمان بکنند. به هر حال بچرخ تا بچرخیم.
الان از زور بیکاری زده به سرم و یک مطلب نیمه طنز-نیمه جدی نوشتم.می‌گذارمش برای پست بعدی.

2004-06-12

طبرزدی+اورکات+زنان+جی‌مبل


۱ ببين وقتی حال نداری تا مطلب بنويسی در حالی كه يك عالمه مطلب برای نوشتن در مغزت ذخيره كردی بايد چه كرد؟
سرعت پايين اينترنت﴿حداكثر ۲.۵k﴾ واقعا چه ارزشی دارد؟ خدا بيامرزد اين نرم افزارهای دانلود را كه كمك رسان ما هستند.البته بگذريم از اين موضوع كه ميزان پايين تعداد خوانندگان اين وبلاگ هم مزيد بر علت است.
شما راه بهتری می شناسيد؟
۲ من يك شوه بسيار مثبت و درعين حال خردكننده در دعوا يادگرفتم.اگر خواستی كسی را له كنی و خصوصا اگر طرف از جنس دوم بود بهترين شيوه حرف نزدن بااوست.
۳ حالا كه زنها﴿بخوانید ماده‌ها﴾ دستشان به هيچ جا بند نيست اينجور می كنند.ببين فردا كه از قيد دين و عرف و قانونهای انقباضی رها شوند چه بلايی بر سر ما مردها﴿بخوانيد نرها﴾ می آوردند؟
لطفا باز يك عده كامنتهای نامربوط نگذارند كه آره حتما تو با همسرت مشكل داری. نه بابا جان ما با كمال تفاهم داريم ادامه می دهيم اين زندگی بی پير را .اما امان از اين دختركان همكار كه بلای جان ما شدند.
۴ نمی دونم واقعا جی ميل داشتن و اوركاتی بودن هنری است و ما خبر نداشتيم يا وقعا هنری است و ما مثل همیشه بی‌خبر ماندیم. به هر حال آدم معمولی هم جی ميل دارد هم عضو اوركات است.
۵ واقعا هر چی سعی كردم نفهميدم چرا يك كسی مثل حسين درخشان كه ادعايش كون اينترنت را پاره كرده بعضي‌وقتها تحليلهای عجيبی صادر می كند.آخر بابا جان كدام عاقلی حزب‌اللهی و سلطنت‌طلب و باندطبرزدی را در تحلیلش به هم وصل می كند كه ايشان می كند.حسین دائم می نويسد كه طرفداران طبرزدی كامنتهای من را به گه می كشند و برايم فحش می نويسند. من عضو گروه طبرزدی نبوده و نيستم اما با بيشتر اين بچه هايی كه از او طرفداری می كنند آشنایم.هيچ وقت از زبانشان و يا در وبلاگها و وب‌سايتهای مرتبط به آنها نديدم كه عليه جناب درخشان خصومت و توهينی بشود.اينكه ايشان چه خصومتی دارد كه هر چند وقت يك‌بار بيانات عجيبی عليه طبرزديها صادر می‌كند،برايم بسيار عجيب است.

2004-06-08

20 خرداد ومابقی قضایا

۱ پيارسال دقيقا در فردا روزی﴿۲۰خرداد﴾ با دختری آشنا شدم كه امروز افتخار همسريش را دارم.بعد از دو سال در كمال صداقت بنويسم كه خيلی خوشحالم كه ۲۰خرداد ۸۱ در ساعت۴:۰۵ بعدازظهر در طبقه دوم آن دانكده بودم و ... خدايا باز هم نگهدارش از شر حسود چمنش.
در طی اين مدت چيزهای زيادی درباره عالم زنان آموختم.متاسفانه با توجه به جو خاص ايران، پسرها و دخترها از هم دورند و به همين علت شناخت ناقص و گاه نادرستی از هم دارند.اميدوارم فضا برای آشنايی بازتر شود و در پی آن از اين همه فشار كه دائم بر جسم و جان هر دو طرف وارد می‌شود،كمتر شود.
۲ ببين وقتی حال نداری تا مطلب بنويسی در حالی كه يك عالمه مطلب برای نوشتن در مغزت ذخيره كردی بايد چه كرد؟

NO Copyright © نوشته‌های آدم معمولی!!!